گمشده

شمایل گمشده

شمایل کلوز آپ گمشده

گمشده در حال تفرج

گمشده در حال میل بستنی

گمشده بدون گریم

گمشده بدون گریم

به اطلاع تمامی دانشجویان عزیز می رساند به کسی که بتواند گربه ی بژ راه راه فوق را پیدا کرده و به حراست دانشکده تحویل دهد، مژدگانی چشم گیری تعلق خواهد گرفت.

A Victim To Another Level

۵۵ نظر در "گمشده"

  1. Farzaneh HaBB می‌گه:

    :))
    گمشده شما،احتمالا در قورمه سبزی های دانشکده بودن که توسط خیل عظیم دانشجویانِ گرسنه خورده شده،و هم اکنون دیگر اثری از ایشان موجود نمیباشد! :D

    • Ali Shateri می‌گه:

      اون بزرگوار رو بنده چندین بار مشاهده کردم در حالی که با طمانینه و ولع فراوان داشت چمن های جلوی دانشکده رو می خورد. شما به عکس بدون گریمش دقت کنید، به نظرتون این یَل بی بدیل می تونست قاطی چمنای دانشکده بشه؟ فقط نمی دانم از چه حق الفت و موانست دیرینه به جای نیاورد و این دستان ترک دوستان گفت :D :D

  2. Farzaneh HaBB می‌گه:

    ایشون نقش تکه گوشت های موجود در خورشت رو بازی میکردن. :P :D
    ایشون خواستن در خوشمزه سازی خورشت به دوستانشون کمک کنن، و رفیق نیمه راه نباشن! :))

  3. یه حسی بهم میگه این همون فیلته :D

  4. rana milasi می‌گه:

    فکر کنم سراغ این گربه رو باید از آقای قبه بگیرید ، مثل اینکه تابستون یه بلایی سرش اومده …

    • Ali Shateri می‌گه:

      یعنی می گید آقای قبه رو خورده؟ :O :O :O اون بزرگوار که رژیم گیاه خواری پیشه کرده بود :-? (این جواب اون سه نقطه ی آخر جمله تون بود :D )

      • rana milasi می‌گه:

        :))
        نه ه ه ه ه ه ه ه ه [-X منظورم اینه که آقای قبه میدونن چه بلایی سرش اومده (۱عدد نقطه)

        • Ali Shateri می‌گه:

          این سه نقطه ها همیشه باعث سوءتفاهم میشند :| حالا چرا میگید بلا؟ :( شاید جای بهتری پیدا کرده و همراه عیال نقل مکان کرده اونجا. :-? حدس میزنم دانشکده دارو باشه. اگه اونجا باشه قطعاً تبیهش می کنم :D

          • rana milasi می‌گه:

            خوب پس دیگه ۳ نقطه نمیذارم … :D
            میگم بلا خب چون بلا بوده دیگه :D مثل اینکه قضیه برق گرفتگی گربهه بوده ،حالا شما دقیقترش رو بپرسید .

            • Ali Shateri می‌گه:

              اینکه میگید بلا نشون از همدردیتون داره. ممنون از همدردیتون :D نه بابا! اینقد عقلش قد میداد که نره سمت سیم برق. :))

              • rana milasi می‌گه:

                نه اتفاقا ! من از این گربهه متنفر بودم :D حتی وقتی این خبرو شنیدم خیلی خوشحال شدم :))

                • Ali Shateri می‌گه:

                  مگه اون مرحوم چه هیزم تری به شما فروخته بود؟! :( درسته واسه خودش برو بیایی داشت ولی هیچ وقت به حق احدی تعدی نکرد :(

                  • rana milasi می‌گه:

                    والا شاید به حق شما تعدی نکرده باشه اما راستش خیلی بی ادب بود :D مثلا همش تو حیاط دانشکده میدید که ما کجا نشستیم میومد ما رو از روی نیمکت بلند میکرد و خودش با نهایت رو !! :D میرفت مینشست رو نیمکت :(
                    البته این فقط یه نمونه از هیزم های تَرِش بود.

                    • Ali Shateri می‌گه:

                      تعجب می کنم از این حرف! :O اتفاقاً گربه‌ی فمنیستی بود و دوستدار حقوق بانوان. همه می دونستند. شکی توش نبود. :-?

                    • rana milasi می‌گه:

                      @Ali Shateri
                      فمنیست؟؟ :O :O تو رفتار که یه چیز دیگه نشون میداد،یا شایدم شما اشتباه شناختیدش اصن شاید ظاهر و باطنش یکی نبوده :D به عبارتی یه گربه ی بژ راه راه دورو بوده:)) :))

                    • Hamide Babaei می‌گه:

                      :)) :)) :))
                      راست میگییییی :)) :))
                      یاد اون عمل ناشایستش افتادم :)) :))
                      همین گربه هه بود ک از رو نیمکت بلندمون کرد؟؟ :)) :))

  5. shadi yousefvand می‌گه:

    ﺧﻴﻠﯽ ﺑﺮﺭﻭ و ﺯﻭﺭﮔﻮ ﺑﻮﺩ ﻳﻪ ﺑﺎﺭﺍﺯﺗﺮﻳﺎﺗﺎﺩﻡ ﺧﺮﻭﺟﯽ دانﺷﮑﺪﻩ بﺍﻣﻮﻥ ﺍﻣﺪ وﻧﻤﻴﺬﺍﺳﺖ بﺭﻳﻢ ﺗﺎﺍﺧﺮﻣﺠﺒﻮﺭﺷﺪﻳﻢ ﺑﺴﺘﻨﻴﻮ ﺑﺶ ﺑﺪﻳﻢ ﺗﺎبﺫﺍﺭﻩ ﺑﺮﻳﻢ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﺍﺝاﺯﻩ ﻧﻢیداد ﺭﺩﺷﻴﻢ ﻳﻪ ﺑﺎرم ﺭﻭکﻳﻔﻢ ﻧﺴﺴﺖ ﻫﺮﮐﺎﺭﯼ مﻳﮑﺮﺩﻡ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻤﻴﺸﺪ!!!!! ﮔﺮﺑﻪ ﻋﺠﻴﺒﯽ ﺑﻮﺩ

  6. parsmedic می‌گه:

    سلام دوستان عزیز
    این پیغامیه برای دانشجویانی که اسفند ۹۲ امتحان جامع علوم پایه دارن :
    هر کس مایله میتونه به جمع مطالعه گروهی بپیونده .
    این هم آدرس :
    http://dastyari.parsmedic.com/92-t8967.html

  7. Ali Shateri می‌گه:

    @rana milasi: این گربه نیاز به محبّت داشته، اومده پیش شما که کمی بهش توجه کنید ولی شما در سخت ترین لحظات زندگیش اون رو با خروار خروار اندوه و غصّه ترک کردید. :( خون این گربه به گردن شماست. :|

    • rana milasi می‌گه:

      :O :O :O :O :O :O
      یعنی سخت ترین لحظات زندگیش با اومدن و نشستن روی نیمکت ما رفع میشد یا غمهاش به شادی تبدیل میشد که اومد و اون عمل مذکور رو انجام داد X( X(
      اصن حالا که دقیق فکر میکنم میبینم که خیلی هم خوبش شد اگه برق گرفتش و خشک شده :)) :))

      • Ali Shateri می‌گه:

        به هر حال همون طور که عرض کردم اون گربه فمینیست بود و صاحب نظر. حالا شاید شما رو دیده و در وجنات شما آرامش خاصی رو یافته و احساس آشنایی دیرینه ای با شما در عمق دلش احساس کرده و لذا بر آن شده که لحظاتی در کنار شما بشینه و از برکات وجودی شما برخوردار بشه. ولی در عوض شما اون بینوا رو از خودتون راندید و طرد کردید! الان هم که دارید پشت سرش غیبت می کنید. به فکر اون دنیاتون باشید [-X [-X [-X

        • rana milasi می‌گه:

          فمینیست؟؟!!!! :O صاحب نظر ؟؟!!! :O
          همون بهتر که مطرود شد :))
          شما هم خوب بهش میرسیدید بستنی میدادیدش و ازش عکس کلوز آپ میگرفتید ،اما فکر کنم هیچ کس به اندازه ی شما بهش آرامش نمیداده الان هم که خیلی خوب دارید ازش دفاع میکنید .
          ایشالله یه گربه ی دیگه با همین خصایل تو دانشکده پیدا بشه تا دیگه دنبال این گمشده نگردید:))

          • Ali Shateri می‌گه:

            بله بله. گرچه مطرود خلق شد اما مطرود خالق نیست. بنده طی مدّتی که با اون گربه‌ی عابد و پارسا مراوده داشتم نه در ظاهرش عیب دیدم و نه در باطنش غیب خواندم. طریق درویشان داشت و در بند خویشتن نبود. گرچه روزی از دریوزگی حاصل می فرمود اما در تمنایش ریا نداشت و مودت اهل صفا چه در روی و چه در قفا داشت. ولی همان طور که گفتم این گربه پس از رویت شما چون اهل اشارت بود برای عرض ارادت و به امید دمی موانست به سمت آن نیمکت هدایت شده. حالا شما اون ببینید جواب صداقت اون گربه رو چجوری دادید؟! گرچه از مردم دنیا فراغ داشت ولی در فراق عاقبت سوخت و خاکستر شد. :(( :(( خون این گربه به گردن شماست :|

            • rana milasi می‌گه:

              [-X [-X خونش گردن من نیست ، بلکه مقصر اصلی شما هستید که از باب موانست برای این گربه کم گذاشتید و گربه ی بیچاره ی(ملعون :D ) مجبور شد برای جبران این موضوع بِرِد سراغ دیگران و در انتخاب فرد مناسب اشتباه کنه و آخرش هم شد آنچه که باید میشد .
              بله عرض کردم مقصر اصلی خودِ خود شخص جناب عالی هستید :-<

              • Ali Shateri می‌گه:

                وقتی به اون گربه‌ی عابد و زاهد میگید ملعون دیگه حرفی برای گفتن باقی نمی مونه :O :O
                خدایا بیبین این بنده هات در حق این زبون بسته چه ظلم ها که روا نداشتند. قامت اون بیچاره رو لگدکوب ستم کردند. اُف بر شما، اُف :D :D

                • rana milasi می‌گه:

                  :O :O :O
                  خب ملعون بود دیگه :)) :)) شما به فکر جواب اون گربه در آخرت باشید که از شدت دوری شما خودشو به برق وصل کرد :D
                  البته من در حق اون ظلم روا نداشتم اون در حق من ظلم کرده :| :|

                  • Ali Shateri می‌گه:

                    حالا که اینجوریه اصلاً من تا خون بهاشو از شما نگیرم ول کن ماجرا نیستم :)) :)) حالا چند میلیون میخواید غرامت بدید؟ :D :D

                    • rana milasi می‌گه:

                      مثل اینکه دستی دستی یه چیزی هم بدهکار شدیماااا :|
                      شما بهتره به جای غرامت گرفتن از من به فکر آماده کردن جواب هاتون واسه اون گربه ی زبون بسته باشید :))
                      در ضمن متهم ردیف اول تو ماجرای خودکشی اون گربه خود شمایید ، حالا چند سال حبس ازرش خون اون گربه رو داره ؟؟ :D

              • rana milasi می‌گه:

                الان که نگاه میکنم میبینم که این شکلک سبزه اشتباهی خورده ،من هیچ وقت اینو نمیزینم ،جای یه چیز دیگه اومده .فکرکنم یه سری دیگه هم تو ذهنوشت ها این مشکل پیش اومده بوده .

  8. rana milasi می‌گه:

    @Hamide Babaei
    بله . خودِ خودشه X(

  9. Ali Shateri می‌گه:

    @rana milasi: قبول. :D بنده حبسشو می کشم ولی شما باید خون بهاشو بدید. :D خواهشاً یه مبلغ خیلی بالا غرامت بدید، بدم نمیاد یه ویلا تو تجریش باش بخرم :)) :))

  10. rana milasi می‌گه:

    خیلی خوب باشه. پس واسه شما حبس ابد حساب مبکنیم ، اینطوری فکرکنم اون ویلا توی تجریش هم خیلی به کارتون بیاد :))
    من هنوز قبول نکردم که توخودکشی اون گربه نقش داشتم من حتی متهم ردیف دوم و سوم !! هم نیستم :D ،میگم نکنه خودتون واسه خودکشی اش کمکش کردید که الان اینقدر زود قبول کردید بخاطرش بریدحبس ؟؟ (عذاب وجدان دارید الان؟؟):D

    • Ali Shateri می‌گه:

      قبول :D معلومه که متهم ردیف دوم و سوم نیستید. شما متهم ردیف اولید :D با این اوصاف من کی بیام پولم رو تحویل بگیرم؟ شماره کارت بدم یا نقد میدید؟ :-? :D

      • Rana Milasi می‌گه:

        آخه نمیشه که هر ردیف ۲ تا متهم داشته باشه . ردیف اول رو هم که خودتون هستید ،و منم اصلا جسارت نمیکنم که بیام ردیف اول .الان یعنی شما با حبس ابد موافقید؟؟اگه اینطوره که هر وقت از حبس برگشتید بیاید پولتون رو بگیرید تا اون زمان فکر کنم بتونم این مقدار پولی که شما میگید رو نقد بدم :))

        • Ali Shateri می‌گه:

          شکست نفسی می فرمایید، شما که پیشکسوتید، بفرمایید یه ردیف جلوتر <:-P چی؟! :O حبس ابد که برگشت نداره!! :O یدفه بگید نمیخواد پول منو بدید! :( خدایا حق منِ مظلوم‌ رو از این ظالم‌ بگیر. :(( :((

  11. Rana Milasi می‌گه:

    @Ali Shateri
    هر چند من این فلسفه رو قبول ندارم و منظور از حبس ابد هم همون سلول۲در۲ بوده اما،شما تضمین کنید که تا ابد از این زندون(شهر یا هر چیزی که تو ذهنتونه) نمیرید تا من هم تراول ها رو تقدیم کنم .

    • Ali Shateri می‌گه:

      منظور از این زندون همین آسمون آبی بالای سرمه. بنده متعهد میشم تا آخر عمر زیر آسمون باشم. :D کی بیام گونی تراول ها رو بگیرم؟! :ar!

      • rana milasi می‌گه:

        نمیشه دیگه شما دائم دارید منظورتون از حبس ابد رو عوض میکنید ، از شهر گرفتید تا رسیدید به آسمون آبی بالای سرتون :| در صورتی که منظور من کاملا مشخصه (همون سلول ۲در۲ )
        اما یه سوال:
        میخواید بگید ابد ، یعنی تا وقتی که شما زیر این آسمون آبی باشید؟؟ :D

        • Ali Shateri می‌گه:

          جواب سوالتون رو وقتی میدم که اولین گونی تراول رو بیارید دانشگاه. پول رو که ببینم بهتر می تونم تصمیم بگیرم :D :D

          • rana milasi می‌گه:

            منم زمانی اون گونی پول رو میارم که جوابم داده بشه و توجیه بشم و در ضمن باید مطمئن شم که الان دیگه کاملا درست میدونید منظورم از حبس ابد یعنی چی و کجا .

            • Ali Shateri می‌گه:

              ببینید شما اگه اون گونی رو نیارید بحث دچار تسلسل فلسفی میشه :-? ولی اگه بیارید گره از کار گشوده میشه :-? پس بیایید گره از کارها بگشاییم :D :D

              • Rana Milasi می‌گه:

                بذارید بحث دچار تسلسل فلسفی بشه ، میخوام قد یه ویلا پول بدم باید جوابمو کامل بگیرم یا نه؟؟
                اصن این گربه فکر میکرد با گمشدنش یه پست ۵۴ تا دیدگاه بخوره ؟؟
                پس بذارید گره ها ناگشوده بماند :D

نظرتان را مطرح کنید

کُد امنیتی (به عدد وارد کنید) *

:) :D :P :)) =)) :O B-) X( :S :| :-S :( :(( :-* :x >:D< :-? :clap @};- >:) more »