چنین گفت رستم به سهراب یل….

چنین گفت رستم به سهــراب یل
که من آبـــرو دارم انــــدر محـــل

مکن تیز و نازک، دو ابـروی خود
دگر سیخ سیـخی مکن مـوی خود

شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت
برو گــمشو ای خــاک بر آن سـرت

اس ام اس فرستادنت بس نبـــود
که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود

رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب
که مامش ترا می نمـــاید کبــــاب

اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم
دریغــا پسر، دستِ دشـمن دهیـــم

خودت را مکن ضــــایع از بهــر او
به دَرست بـــپرداز و دانش بجــو

در این هشت ترم، ای یلِ با کـلاس
فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس

توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی
چرا رشــته ات را پزشـکی زدی

من ازگـــــــــور بابام، پول آورم
که هــرترم، شهـریه ات را دهـم

من از پهلــــوانانِ پیــشم پـــسر
ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر

چو امروزیان، وضع من توپ نیست
بُوُد دخل من هفـده و خرج بیست

به قبـض موبایلت نگـه کرده ای
پــدر جــــد من را در آورده ای

مسافر برم، بنـده با رخش خویش
تو پول مرا می دهی پای دیـــش

مقصّر در این راه، تهیمیــنه بود
که دور از من اینگونه لوست نمود

چنیـن گفت سهـراب، ایـــول پـدر
بُوَد گفـــته هایت چو شهـد وشکر

ولـی درس و مشق مرا بی خیـال
مزن بر دل و جان من ضــد حال

اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم
از آن به که یک وقت دپرس شــویم

۲۵ نظر در "چنین گفت رستم به سهراب یل…."

  1. Hamide Babaei گفت:

    باز هم مرغ؟؟!! :(( :(( ~X( ~X( :D :D

  2. Hamide Babaei گفت:

    راستی خدا بد نده آقای نجفی…

  3. Moh3en Kheradmand گفت:

    شیرینی ؟ :D
    شیــــب ؟
    بام ؟

    برا چی شیرینی ؟ :-?

    • Hamide Babaei گفت:

      به دلیل فتنه ای که سر کلاس ارزش ما راه انداختین… :-w :-w

      • Moh3en Kheradmand گفت:

        من به جای آقای گودرزی اومده بودم
        آینه ی منعکس کننده ی نظری بیش نبودم :D
        اصی بعدشم ازشون نپرسیدم نظرت چیه , به استاد گفتم نظرم عوض شد
        بعد کلاس بش گفتم دیگه همه موافق بودند
        اونم مجبور شد کارا زندگیه دو شنبشو کنسل کنه :-S
        الان اگه بره معتاد شه شما راضید ؟؟
        شما باید شیرینی بدید اصن :D

        • Hamide Babaei گفت:

          دقیقا من واسه چی شیرینی بدم؟؟ :-?
          شما باید شیرینی بدین، البته شما که تو کار بستنی هستین… :D شنبه ساعت ۹:۵۰ خوبه … واسه آقای گودرزی هم که انقدر راحت نظرشون عوض میشه :D حتما بستنی بخرین :D :D
          تصویب شد دیگه :D
          جدی بستنی بدین دیگه… خیلی وقته شیرینی نخوردیم خب :(

  4. مهرداد گودرزی گفت:

    خانم بابایی ، آقای خردمند نماینده تام الاختیاره بنده در کلاس ارزش بودن :D :D
    حرفشون حرفه منه . :D :D
    من کنت مهردادهو فهو خردو مهردادهو :D :D (عربیم خوب نیست ) B-) B-)

    • Hamide Babaei گفت:

      پس یعنی شما شنبه شیرینی میارین؟؟؟ :-?
      :D

      • Moh3en Kheradmand گفت:

        اینکه کسی ازدواج نمیکنه رو ما باید تاوانشو پس بدیم ؟ :D :D :D

        • Hamide Babaei گفت:

          این همه شیرینی به مناسبت های دیگه دادن بچه ها حالا شما چه گیری به شیرینی ازدواج دادین؟؟؟ :-? :D
          شما خودتون مگه دو بار بستنی ندادین؟؟ به چه دلیل بود؟؟؟
          این دفعه هم مثل دفعه های قبله دیگه … تازه میتونین با آقای گودرزی با هم بستنی بدین به نفعتون هم میشه ها… :D
          شنبه صبحونه نخوریم دیگه؟؟!!

          • Moh3en Kheradmand گفت:

            یه تولدم بود که دیگه کسی نمیده نمی دونم چرا :(
            خوب یک بارم شما بدون دلیل شیرینی بدید، چی میشه ؟ :D :D

            • Hamide Babaei گفت:

              حالا شنبه شما و آقای گودرزی شیرینی بیارین… :D
              (قبلا ها راحت تر قبول میکردین شیرینی بدین :-? :-? :D )
              من هم قول میدم اگر زنده بودم ایشالا اول ترم بعد شیرینی بدم ( آخه تو امتحان ها نمیشه خب :( )
              پس شنبه شیرینی میارین دیگه؟؟ :D :D

              • Moh3en Kheradmand گفت:

                نمیشه یکی دیگه بده ؟

                شما همونطور که خودتون گفتید به دلیل فامیلتون باید روز پدر شیرینی میدادید :D
                یا علی ها باید با هم شیرینی میدادند
                چرا من آخه ؟ :(

                • Hamide Babaei گفت:

                  شنبه شیرینی بیارین دیگه…
                  یه سوال:شما باباهاتون روز پدر شیرینی میخرن یا شما واسشون شیرینی میگیرین؟؟؟ :-? :D
                  گفتم که به دلیل فتنه… :D (انقدر دلم میخواست من هم امروز سر کلاستون فتنه برانگیزم اما نشد :)) :)) تنها کاری که تونستم انجام بدم این بود که امتیاز ها رو فقط به ۴ گروه ۵ دادم :D :D )

                  • Moh3en Kheradmand گفت:

                    تقلب ها منم گرفتید بردید :D :D :D
                    نگید که به ما ۰ هم ندادید :D :D

                    آخه میگند این پسره خله :D هی بستنی میده :D
                    حداقل یه چند نفر دیگه هم بدند خوب

                    • Hamide Babaei گفت:

                      اون تقلب ها رو که خودم نوشته بودم B-)
                      من که بهتون گفتم که این برگه رو میخواید؟؟خودتون گفتین نه… :D
                      نه به شما فکر کنم ۴ یا ۴/۵ دادم :D :D
                      هیچکس اینو نمیگه،بهونه نیارین،شیرینی بیارین :D

                    • Moh3en Kheradmand گفت:

                      بلی خودم گفتم ، شوخی میکنم :D

                      برید “!!” رو پیدا کنید از اون بگیرید قول داده بود عید امسال اون شیرینی بده :))

                      نه دیگه این دفعه هم بستنی بدم دیگه ۱۰۰% اینا میگند :D
                      انشاالله یه دفعه دیگه ;)
                      از اون صندوق که برا شیرینی تاسیس کرده بودید مقداری برداشت کنید برا شنبه :D

                • Hamide Babaei گفت:

                  یه چیزی:
                  من کی گفتم؟:
                  به دلیل فامیلم باید روز پدر شیرینی بدم؟؟؟؟ :-? :-? :-?

  5. Hamide Babaei گفت:

    :D
    کدوم صندوق؟؟ :D دیگه موجودی ای نداره اون صندوق :-<
    بدین شیرینیو دیگه...
    خب حالا که اینطوره میشه شما بستنی ها رو بگیرین بدین من ، من میگم من خریدم ، مهم ثوابشه که به پای شما نوشته میشه دیگه :D :D

    • Moh3en Kheradmand گفت:

      :))
      الان که همه فهمیدند پس اینم نمیشه :D
      پس کلا نمیشه
      پس به فکر یکی دیگه باشید برا شیرینی دادن :D

      من الله توفیق :D

نظرتان را مطرح کنید

:) :D :P :)) =)) :O B-) X( :S :| :-S :( :(( :-* :x >:D< :-? :clap @};- >:) more »

کُد امنیتی (به عدد وارد کنید) *