ما ز یاران چشم یاری داشتیم…

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند

اما نه وقتی که در میانشان هستی…نه!

آنگاه که در میان خاک خوابیدی

سنگ تمام میگذارند و میروند….

yknbflvuwi0l4mbbjqk

 

Farzaneh HaBB
پدرم گفته است از جانت دست بردار ، از زخمت اما نه … زیرا اگر زخمی نباشد دردی نیست و اگر دردی نباشد در پی نوشدارو نخواهی بود و اگر در پی نوشدارو نباشی عاشق نخواهی شد و عاشق اگر نباشی “خدایی” نخواهی داشت …

۳ نظر در "ما ز یاران چشم یاری داشتیم…"

  1. الهه صانعی می‌گه:

    عادت مردمان این قبیله است ،
    دور آتشی که تو می سوزی ؛
    می رقصند
    و
    بر خاکسترت می گریند!!

  2. Ali Shateri می‌گه:

    شاعر می فرمایند:

    تا که بودیم نبودیم کسی،
    کشت ما را غم بی همنفسی
    تا که رفتیم همه یار شدند،
    خفته ایم و همه بیدار شدند
    قدر آئینه بدانیم چو هست
    نه در آن وقت که افتاد و شکست
    در حیرتم از مرام این مردم پست
    این طایفه ی زنده کش مرده پرست
    تا هست به ذلت بکشندش به جفا
    تا رفت به عزت ببرندش سر دست
    آه میترسم شبی رسوا شوم،
    بدتر از رسواییم تنها شوم
    آه ازآن تیر و از آن روی و کمند،
    پیش رویم خنده پشتم پوزخند

    و…

  3. سوالی که پیش میاد اینه که آیا کی این عکس را گرفته :-? :-? :-? :-? :-?

    ذهن الکن ستاره بشمارد :|

نظرتان را مطرح کنید

کُد امنیتی (به عدد وارد کنید) *

:) :D :P :)) =)) :O B-) X( :S :| :-S :( :(( :-* :x >:D< :-? :clap @};- >:) more »